تولید محتوا با نرخ تبدیل بالا

محتوای قدرتمند نقطه ی ثقل تمام کمپین های دیجیتال مارکتینگ قدرتمند و موفق است. حتی اگر هزینه و تلاش زیادی برای موفقیت کمپین صرف کنید اما محتوای شما چندان کارآمد نباشد نمی توانید نتیجه ی خوبی از آن بگیرید.

بسیار دیده ایم که بعضی بازاریاب های محتوا صرفا دوست دارند محتوایی با تعداد کلمه زیاد تولید کنند که رتبه بگیرد یا اینکه فقط دوست دارند صفحه را پر کنند تا پرمحتوا به نطر بیاید. اما آن ها یک چیز را فراموش می کنند. آیا این محتوا مخاطبان سایت را به مشتری تبدیل می کند؟

چالش اصلی اینجاست که نمی دانیم محتوای باکیفیت دقیقا چه چیزی است. چه محتوایی موفق است و چه محتوایی مشتریان را جذب می کند. بسیاری از صاحبان سایت ها هیچ ایده ای راجع به کیفیت محتوا ندارند. حتی تک کلمه ها و تک جمله هایی که در محتوای سایت استفاده می کنید روی ذهنیت کاربران تاثیر دارند پس باید روی محتوا انرژی بیشتری بگذارید. اشتباه دیگری که زیاد در حوزه ی محتوا می بینیم این است که برخی سایت ها محتوایی بدردنخور دارند اما کلی هزینه می کنند تا بک لینک بگیرند. تمام این هزینه ها به باد می رود. تا زمانی که محتوای پرقدرت و با نرخ تبدیل بالا روی سایت خودتان نداشته باشید نباید انتظار نتایج موفقیت آمیز داشته باشید.

اما چگونه؟ ما در 9 مرحله به شما خواهیم گفت.

1. مخاطب تان را بشناسید.

شناختن مخاطب پیش نیاز هر کمپین مارکتینگ است. تا زمانی که شما مشتریان تان را نشناسید نمی توانید به آن ها چیزی بفروشید. این یک قانون است. باید بدانید برای چه کسی تولید محتوا می کنید و هدف تان از نوشتن برای این مخاطب خاص چیست؟

مخاطب هدف شما باید واضح در ذهن تان شکل بگیرد. باید حین نوشتن محتوا فرض کنید که مخاطب (مشتری بالقوه) جلو شما نشسته است و دارید با او صحبت می کنید. به این تکنیک در بازاریابی محتوا پرسونای مخاطب گفته می شود. مثلا اگر شما یک کسب و کار در حوزه ی طراحی سایت هستید محتوای شما باید برای چه مخاطب هدفی نوشته شود؟ برای افرادی که به تازگی قصد دارند سایت شخصی خود را راه بیندازند. برای فروشگاه هایی که می خواهند وارد دنیای آنلاین شوند. برای کسب و کارهایی که سایت دارند اما از طراحی آن راضی نیستند. برای کسب و کارهایی که می خواهند تغییراتی را در سایت شان ایجاد کنند. این ها همان مشتریانی هستند که قرار است سراغ شما بیایند و شما برای آن ها سایت طراحی کنید.

اما اگر همین کسب و کار طراحی سایت مطالبش را برای کارآموزان حوزه طراحی سایت بنویسد یا مخاطبش برنامه نویسان و خود طراحان سایت باشد نرخ تبدیل آن بسیار کاهش می یابد. شاید فکر کنید که در یک محتوا تمام انواع مخاطب را یک جا زیرنظر بگیرید و برای همه شان بنویسید. اما این حرکت هم کاملا اشتباه است. چون تا زمانی که شما مخاطب هدف تان را نشانه نگرفته اید نمی توانید او را شکار کنید.

نکته بعدی در کشف پرسونای مخاطب این است که مخاطب را بیشتر و بیشتر بشناسید. از علایق او خبردار شوید. نیازهای او را به خوبی بررسی کنید، اهداف و دغدغه هایش را بشناسید و روی این مسائل هم مانور دهید تا بتوانید او را قانع کنید تا از شما خرید کند.

2. ترندهای آنلاین و آفلاین را دنبال کنید.

یکی از بهترین راه ها برای اینکه محتوای شما دیده شود و نتیجه ی خوبی از آن بگیرید این است که موضوعات داغ روز و مباحث به روز داشته باشید که مرتبط با کار شما هستد. بسیاری از کمپانی ها به محض اینکه اتفاق مهمی در جهان بیفتد یکی از مطالب شان را به آن اختصاص می دهند یا در توییتر نظرشان را راجع به این مسئله بیان می کنند.

شما هم از هر موقعیتی استفاده کنید تا برندتان را وارد فرایند تبدیل کند. فقط مواظب باشید که این نظرات به وجهه ی برندتان ضربه نزنند. اگر موضوع مخالفان و موافقان زیادی دارد بهتر است منتظر بمانید و همان اول به نتیجه نرسید. بسیاری از مشتریان فکر می کنند تنها هدف کسب و کارها این است که پول دربیاورند. آن ها درست فکر می کنند. اما شما می توانید نظر آن ها را با احساسات شان برگردانید. (به طور مثال کاری که بیل گیتس با کارهای خیرخواهانه و ساخت مدارس برای سوددهی مایکروسافت انجام می دهد که به آن مسئولیت اجتماعی برند می گویند.)

3. روی عنوان ها تمرکز کنید.

تایتل یا عنوان یکی از المان های مهم محتوا است. در حقیقت المانی است که می تواند کاربر را وادار کند که یک مطلب را بخواند. چون عنوان می تواند توجهش را جلب کند. بهتر است عنوان شما کنجکاو کننده باشد. اما در عین حال تم اصلی متن را هم در خود داشته باشد. یعنی هم در مورد متن بدنه و موضوعات داخل محتوا باشد و هم بتواند توجه مخاطب را جلب کند تا روی عنوان کلیک کند. به این شکل نرخ کلیک یا CTR محتوای شما هم بالاتر می رود.

برای اینکه بتوانید این حس کنجکاوی را در ذهن مخاطب ایجاد کنید این روش ها را امتحان کنید:

  • از اعداد و داده های آماری در عنوان استفاده کنید.
  • تمام اطلاعات مهم را در عنوان به مخاطب ندهید تا برای او سوال ایجاد شود. (مثلا به جای اینکه بگویید «تنها 20 درصد از ایمیل های بازاریابی خوانده می شوند» بگویید: «می دانید چند درصد از ایمیل های بازاریابی خوانده می شوند؟». این عنوان نرخ کلیک بالاتری دارد.)
  • عنوان محتوا را نه زیاد طولانی و نه زیاد کوتاه بنویسید.
  • طعمه ی کلیکی اصلا شیوه مناسبی نیست. شاید خیلی از افراد روی آن کلیک کنند اما بلافاصله صفحه را ترک می کنند. این کار به اعتبار کسب و کارتان هم لطمه می زند.

4. تنها روی فروش تمرکز نکنید.

وقتی کاربران وارد سایت شما می شوند دنبال ارزش هستند. دنبال محتوایی ارزشمند در مورد موضوع موردنظرشان هستند. هیچ کس تبلیغات و بازاریابی مستقیم را دوست ندارد. پس اگر می خواهید محتوای باکیفیت در اختیار کاربران قرار دهید باید برخی مواقع فروش را فراموش کنید. این کار اعتبار شما را بالاتر می برد و شاید باور نکنید اما فروش شما را هم بالاتر می برد.

تنها هدف شما از نوشتن محتوا نباید فروش باشد. اهداف دیگری هم وجود دارند که حتی از فروش هم مهم ترند. به طور مثال یکی از اهداف تولید محتوا Brand Awareness است. برندسازی و آگاه کردن مردم از برندتان تاثیر بسیاری بیشتری روی فروش تان دارد. تاثیری که حتی از فروش مستقیم هم بیشتر است.

5. دیدگاه های واقعی ارائه دهید.

احتمالا شما هم متن ها و محتواهایی را دیده اید که هیچ ارزشی ندارند. تنها برخی جملات را به صورت تکراری پشت سر هم گذاشته اند که به درد هیچ کاربری نمی خورد. صرفا فضاهای خالی را با متن های بدردنخور پر کرده اند. یا صرفا برای قرار دادن کی وردها و سئوی صفحه این متن را نوشته اند. این اشتباه مرگ باری است. چون تا زمانی که شما برای گوگل کار کنید و مشتری ها را فراموش کنید به هیچ نتیجه ای نمی رسید. چون گوگل از شما خرید نمی کند. بلکه این مشتریان هستند که خرید می کنند.

پس ارزش های واقعی به مخاطبان تان ارائه بدهید. محتوای شما باید جواب سوال هایشان را بدهد. اگر مشکلی دارند مشکل شان را حل کند. راه حل ها و راهکارهایی را جلو پای آن ها بگذارد و آن ها از هر مطلب دیگری بی نیاز کند. این ارزش همیشه در ذهن مخاطب می ماند و شما در ذهن او خواهید درخشید. این تجربه ای که برای کاربران می سازید همان چیزی است که به آن برندینگ می گویند.

6. داده ها را داخل متن بیاورید.

مردم عددها را دوست دارند. چون عددها ساده تر فهمیده می شوند. به طور مثال اگر شما بگویید: «86 درصد کاربران روی گوگل مپ دنبال کسب و کارها می گردند» بسیار تاثیرگذارتر از این است که بگویید: «بیشتر کاربران روی گوگل مپ دنبال کسب و کارها می گردند». عددها نشان از تحلیل های دقیق دارند و مخاطبان اعتماد بیشتری به حرف های شما پیدا می کنند.

  • اعداد به محتوای شما اعتبار می بخشند. نتایج تحقیقات نشان می دهند که محتواهایی که داده های آماری و عددی دارند 175 درصد بیشتر از سایر محتواها به اشتراک گذاشته می شوند.
  • داده ها می توانند در پیش بینی آینده موثر باشند. مثلا اگر شما بگویید که آمار کاربران ایسنتاگرام هر ماه 0.5 درصد افزایش پیدا می کند کاربران به راحتی می فهمند که این داده ها برای پیش بینی تعداد کاربران ایسنتاگرام در ماه های بعد هم می تواند مورداستفاده قرار بگیرد.
  • داده هایی که از نظرات مردم جمع آوری شده است می تواند حتی نرخ فروش شما را بالاتر ببرد. به طور مثال اگر نرخ مشتریان راضی یک کسب و کار 90 درصد باشد به این معناست که کارشان را خوب انجام می دهند و افراد با دیدن این داده ها می توانند راحت تر در مورد خرید از آن ها تصمیم بگیرند. .

7. از محتوای قدیمی دوباره استفاده کنید.

بازیافت محتوا هیچ ایرادی ندارد. مخصوصا اگر سال ها پیش محتوایی تولید کرده اید که هنوز هم ارزشمند است اما کمتر دیده می شود. می توانید با انتشار مجددا این محتوا و یا انجام برخی تغییرات روی این محتوا دوباره آن را به جریان بیندازید و از طریق آن ترافیک بگیرید.

شما می توانید یک زندگی جدید به محتوای قدیمی تان ببخشید. به طور مثال می توانید محتوای متنی قدیمی تان را به شکل یک مقاله ی جدید یا یک پادکست یا وبینار مجددا بازیافت کنید. برای مثال:

  • وبینارهای قدیمی می توانند به عنوان آموزش ویدیویی منتشر شوند.
  • پست های وبلاگ قدیمی می توانند به عنوان یک مقاله جدید با کمی آپدیت دوباره منتشر شوند.
  • فایل های ارائه و پاورپوینت می توانند به عنوان اینفوگرافی در شبکه های اجتماعی استفاده شوند.
  • عکس های قبلی و زیرخاکی شما می توانند در شبکه های اجتماعی دوباره جان بگیرند.

نکته این است که قرار نیست حتما محتوای قدیمی پربازخوردتان را دوباره بازیافت کنید. حتی محتوای مرده و محتوایی که هیچ ترافیکی دریافت نمی کند هم می تواند به عنوان یک محتوای جدید استفاده شود و نتایج خوبی بگیرد. کافیست مدیوم کار و یا فرمت آن را عوض کنید و دوباره از آن ها استفاده کنید. مزیت این کار هم این است که تقویم محتوایی شما را پر می کنند و نیازی نیست انرژی زیادی برای تولید محتوا صرف کنید.

8. ساختار قدرتمندی داشته باشید.

هیچ کس پاراگراف های طولانی را دوست ندارد. به این فکر کنید که آیا مخاطبان شما حین خواندن یک متن راحت هستند یا نه. حتی گوگل هم پاراگراف های طولانی را دوست ندارد. پس ساختار محتوایی خود را به گونه ای بچینید که خوش خوان باشد. هیچ کس یک ایمیل 2000 کلمه ای را نمی خواند. یک تبلیغ 500 کلمه ای هیچگاه تا آخر خوانده نمی شود. پس باید بدانید چقدر بنویسید.

  • از بولت پوینت ها استفاده کنید.
  • نمودارها و جداول مختلف را داخل متن تان به کار ببرید.
  • از اینفوگرافیک ها استفاده کنید.
  • لیست های عددی و غیرعددی داخل متن تان استفاده کنید.
  • اگر نیاز باشد رنگ برخی جاهای متن تان را تغییر دهید تا بیشتر به چشم بیاید.
  • از هدینگ ها و ساب هدینگ ها برای تقسیم بندی متن استفاده کنید.
  • عکس های متن را متناسب با محتوا قرار دهید.

9. از عکس هایی با نرخ تبدیل بالا استفاده کنید.

محتوای شما به عکس نیاز دارد. کلیشه ای است. اما کاملا درست است. چون تاثیری که یک عکس دارد به مراتب بیشتر از تاثیر یک متن خالی است. عکس ها چشم را درگیر می کنند و اکثر تصمیمات ما به چشم ها انجام می شود. محتواهایی که عکس های مرتبط دارند 94 درصد بیشتر بازدید می گیرند و بیشتر خوانده می شوند.

حقیقت این است که خیلی از ماها عکس ها را تصادفی و بدون هدف انتخاب می کنیم. اما باید عادت کنید که وسواس بیشتری روی عکس ها به خرج بدهید و آن ها را مرتبط و تاثیرگذار انتخاب کنید. از عکس های باکیفیت استفاده کنید. عکس های بی کیفیت حتی به متن هم ضربه می زنند. محل قرارگیری عکس ها را با دقت انتخاب کنید تا متن و محتوا کاملا به هم پیوسته باشند.

برای عکس های تان متن جایگزین یا همان تگ آلت تعیین کنید تا در صورت لود نشدن عکس این متن به جای آن نشان داده شود.

جمع بندی

محتوای شما تنها زمانی می تواند که کارایی لازم را داشته باشد که نکات گفته شده را به طور کامل رعایت کنید و در محتوای تان به کار ببندید. اهمیت محتوا در این است که دیده شود. خوانده شود و در نهایت بتواند مخاطبان را به مشتری تبدیل کند.  پس از روی محتوا به سادگی عبور نکنید. حتما یک فرد متخصص در این زمینه را در مجموعه تان داشته باشید تا محتوای شما ارزش های واقعی را به مخاطبان ارائه دهد.